ریحانه

بستنی تو از دست نده

قرار بر این شد که تا عصر که برمیگرده خونه من تا یه جای مشخصی از یه کتاب مشخص رو بخونم و وقت گذاشتم و خوندم 
چون هردو داریم مطالعه رو باهم پیش می بریم یه سوال از کتاب مورد نظر پرسید که ببینه من چقدر با دقت خوندم 
دقیقا ازون قسمت سخت کتابم پرسید :) یه موردشو فقط تونستم بگم گفت من یه بار برات توضیح میدم یعدش اگه تونستی بگی میرم برات بستنی میخرم 
آخ از بستنی :-p
نمیدونستم به بستنی فکر کنم یا به توضیحات -_-
خیلی قشنگ و ساده و با حوصله برام توضیح دادو ازم پرسید و منم با یکم من و من جواب دادم 
(خنگ چیه ذهنم خسته بود D: )
 الوعده وفا رفت برام بستنی خرید *_*
بعدشم گفت که حتی اگه جواب نمیدادی میرفتم برات بستنی می خریدم این خوشی کوچولو رو ازت دریغ نمیکردم :)

● چقدر با نوشتن غریبه شدم ، خیلی وقته فاصله گرفتم
طول میکشه بیفتم رو روال :)


سلام
مسلماً باید به بستنی فکر می‌کردید تا توضیحات :)
سلام 
ممکن بود بستنی رو از دست بدم آخه -_-
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
قلم به دست
Designed By Erfan Powered by Bayan