ریحانه

روزهای شما با چه سرعتی می گذرند ؟

روزهای من با سرعت غیرقابل باوری میگذرن

انگار همین دیروز بود که بخاطر تموم شدن تابستون و شروع فصل قشنگ پاییز خوشی میکردم

و حالا نصفی از پاییز گذشت !!!

و چقدر بیهوده میگذره ، این روزا اینقدر استرس و فکر و خیال دارم که نمیتونم به هیچ کاری برسم 

دوسدارم فقط روزا بگذره 

یه روزی حسرت داشتن همین روزها رو میخورم که اینقدر راحت گذاشتم بگذرن ...

وای دقیقا. حالا من این روزام یه کم شلوغ شدن ولی دارم فکر می‌کنم چقد تابستون رو به بطالت گذروندم :(
بدبختیش اینجاست که قابل برگشت نیست 
و بدبختی ترش اینه که من عبرت نمیگیرم :|
برای من خیلی دیر میگذره سنگین شده انگار وقتی به اول پاییز واتفاقات تا الانش فکر میکنم انگار یه ساله
من کلا حس میکنم بچه تر که بودیم هر سال واقعا اندازه یکسال میگذشت
ولی هرچی بزرگتر شدم سرعته بیشتر شد 

مثلا از عید سال جدید تا عید سال دیگه یه عمرررر بود ولی حالا هرچی بزرگتر میشم خیلی زودتر میگذره
الان دو هفته ست خیلی کند میگذره :(
برا من که گازشو گرفته میره جلو :/
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
قلم به دست
Designed By Erfan Powered by Bayan